ای دوست دلت همیشه زندان من است |
اتش کده عشق تو از ان من است |
خداحافظ دل و جونم دیگه با تو نمی مونم نمیخواد دل بسوزونی برای قلب داغونم خداحافظ همه هستی خداحافظ شب مستی نمیدونم الان دستاتو به دستای کی بستی خداحافظ دارم میرم دیگه داره تموم میشه همون روزا که میگفتی به پای من حروم میشه میرم اما میدونی خیلی دلم تنگ چشات میشه عزیزم خوش به حال اون که داره این روزا فدات میشه کسی چیزی نمیدونه که بی تو این دلم خونه جدایی برای من سخت و برای تو چه آسونه
+نوشته شده دردوشنبه 1387/12/12ساعت توسط هاشم و فرشته |
من ز مردن راضیم اما نمی آید اجل بخت بد را بین زین اجل هم ناز می باید کشید
نوشته شده توسط فرشته +نوشته شده درپنجشنبه 1387/05/31ساعت توسط هاشم و فرشته |
حالا من يه گوشه تنهام با يه عکس يادگاري
کاش مي شد بار ديگر نوشت از سر نوشت ... +نوشته شده درسه شنبه 1387/05/22ساعت توسط هاشم و فرشته |
هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفأل مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: "ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم +نوشته شده درچهارشنبه 1387/02/25ساعت توسط هاشم و فرشته |
اي دوست دلت هميشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن روز كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است
+نوشته شده درشنبه 1386/12/04ساعت توسط هاشم و فرشته | گفنه بودم که محدودم چه کنم که مقداری بیش نیستم با کم بودنم به سراغت خواهم امد و بدان با تو بودن مرا غنی و سرشار می سازد از هر انچه که باید سازد در دستانم تهی بودن را حس می کنم و تنها دستان تو این را جبران می کند امیدی را که در قدم برداشتنم نیست را به من باز پس ده تا بدانم هم چنان به عنوان عشق تو هستم تو خود می دانی که عاشقی اری عاشق ٬ عاشق من بدان عشق من نسبت به تو کم از عشق تو نسبت به من نیست نمی توان گفت کدام معشوقه ی دیگری هستیم پس تو را قسم به عشقمان
بی تو بودن را به من نده +نوشته شده درچهارشنبه 1386/11/17ساعت توسط هاشم و فرشته |
+نوشته شده درشنبه 1386/11/06ساعت توسط هاشم و فرشته |
ایدی من saman_asemoni_05 +نوشته شده دردوشنبه 1386/09/19ساعت توسط هاشم و فرشته |
اگر چه جای دل دریای خون در سینه دارم ولی در عشق تو دریایی از دل کم میارم اگه چه روبه رویی مثل آیینه با من ولی چشمام بسم نیست برای سیر دیدن نه یک دل نه هزار دل همه دل های عالم همه دل ها رو می خوام که عاشق تو باشم *** تویی عاشق تر از عشق، تویی شعر مجسم تو باغ قصه از تو، سحر گل کرده شبنم تو چشمات خواب مخمل شراب ناب شیراز هزار می خونه آغاز، هزار و یک شب راز می خام تو رو ببینم نه یک بار نه صد بار به تعداد نفس هام برای دیدن تو نه یک چشم نه صد چشم همه چشم ها رو می خوام *** تو رو باید مثل گل نوازش کرد و بویید با هر چی چشم تو دنیا، فقط باید تو رو دید تو رو باید مثل ماه، رو قله ها نگاه کرد با هر چی لب تو دنیا، تو رو باید صدا کرد می خام تو رو ببینم نه یک بار نه صد بار به تعداد نفس هام برای دیدن تو، نه یک چشم نه صد چشم همه چشم ها رو می خام +نوشته شده درسه شنبه 1386/08/08ساعت توسط هاشم و فرشته |
بی تو تنها ترینم توی شبهای غربت رفتی و من تنهاترینم ابر غم درهم وبغض در گلویم عجب غمیست امروزبرایم توناچار رفتنی ومن مجبور ماندنم از رفتن تو در دل هوای دیوانگی دارم نگو که زنجیربستن نداری من که هوای ماندن ندارم می دانم روزی می ایی سراغم اما صد افسوس که نیابی نشانم من رفته ام ان روز وازهمه تنهاترینم +نوشته شده دردوشنبه 1386/07/30ساعت توسط هاشم و فرشته | سلام ای غروب غریبانه ی دل سلام ای طلوع سحرگاه رفتن سلام ای غم لحظه های جدایی خدا حافظ ای شعر شبهای روشن خدا حافظ ای قصه ی عاشقانه خدا حافظ ای آبی روشن عشق خدا حافظ ای عطر شعر شبانه خدا حافظ ای همنشین همیشه خدا حافظ ای داغ بر دل نشسته تو تنها نمی مانی ای مانده بی من تو را می سپارم به دلهای خسته تور ا می سپارم به مینای مهتاب تو را می سپارم به دامان دریا اگر شب نشینم آگر شب شکسته تو را میسپارم به رویای فردا به شب می سپارم تورا تا نسوزد به دل مسپارم تور ا تا نمیرد اگر چشمه ی واژه از غم نخشکد اگر روزگار این صدار ا نگیرد خدا حافظ ای برگ وبار دل من خداحافظ ای سایه سار همیشه اگرسبز رفتی اگر زرد ماندم خدا حافظ نو بهار همیشه
+نوشته شده دردوشنبه 1386/07/23ساعت توسط هاشم و فرشته | تو اینجا نیستی ! و من تنهای تنها +نوشته شده دردوشنبه 1386/07/02ساعت توسط هاشم و فرشته | من مرد تنهایه شبم مهر خاموشی بر لبم تنها و غمگین رفته ام دل از همه گسسته ام تنهایه تنها غمگینو رسوا تنهاو بی فردا منم من مرد تنهایه شبم مهر خاموشی بر لبم من مرد تنهایه شبم صد قصه مانده بر لبم از شهر تو من رفته ام کوله بارم را بسته ام بی فکر فردا با خودو تنها عابر این شبها منم من مرد تنهایه شبم مهر خاموشی بر لبم +نوشته شده درپنجشنبه 1386/06/15ساعت توسط هاشم و فرشته |
اما من نمردم من داغون شدم ... +نوشته شده درشنبه 1386/05/27ساعت توسط هاشم و فرشته | نه گلايه دارم از تو نه ديگه شكايتي چه جوري به دل بگم از سر راه تو بره دلي كه شكسته و هنوز برات منتظره +نوشته شده دریکشنبه 1386/05/14ساعت توسط هاشم و فرشته | |
نام:غم؟ پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من پيوندهاي روزانه عشق سوگند نامه عشق من مثل هیچکس عاشق آرشيو پيوندهاي روزانه نوشته هاي پيشين اسفند 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 نويسندگان هاشم و فرشته فرشته پيوندها دانلود--: taranehay jaleb music مرگ بر زندگي عشق من و نتهايي يک عمر خاطرات ؟ این دروغه :ه دل به دل راه داره! پرنده زخمی پرنده عشق در رشت اون كسي رو جز من داشت بي تو خواهم مرد از من برای تو طراح قالب سامان پشتيباني بلاگــــفا.كـام RSS |